حمد الله مستوفي قزويني
61
تاريخ گزيده
حنيا و حننيا بولايت رى مدفونند و اين جماعت بعد از موسى و پيش از عيسى بودند . تمامت دعوت موسى كردند . شمعون بر دين عيسى بود و دعوت دين عيسى كرد . جرجيس از فلسطين بود و بازرگانزاده . بعضى حواريان را دريافت . خداى تعالى او را بقوم شهر موصل فرستاد . ملك موصل او را بانواع عذابها زحمت ميداد : از بستن و زندان كردن و كشتن و سوختن و غير آن . بامداد باز بر قرار بودى . ملك موصل از و [ در ستوه ] [ 1 ] شد و حق تعالى سر انجام جرجيس را بدان قوم ظفر داد و او دين عيسى آشكارا كرد . خالد ابن سنان العبسى معاصر انوشيروان عادل بود و دعوت دين عيسى مىكرد ، در زمين بنى غطفان . در آن وقت ، آنجا آتشى از زمين بر آمدى ، هر كه [ در ] [ 2 ] آن نزديكى بگذشتى او را بسوختى . بعضى از اعراب آن آتش را بخدائى مىپرستيدند . خالد آن قوم را منع كرد و ايشان را بدين عيسى خواند . او را گفتند تو آن آتش را دفع كن ، تا ما دين عيسى قبول كنيم . خالد با ده رفيق روى به آتش نهاد . آتش آهنگ ايشان كرد . خالد دره بر آتش ميزد و رفيقان را گفت تا نعلين بر آن ميزدند . بعد از ضرب بسيار آتش بگريخت و بچاهى فرو رفت . خالد از عقب آتش بچاه فرو شد . بعد از زمانى بيرون آمد ، جامها از عرق تر شده اما هيچ نسوخته و ديگر آن آتش را كس نديد . خالد هر وقت كه خواستى كه باران بارد ، سر بجيب فرو بردى باران باريدن گرفتى و تا سر بر نياوردى باز نايستادى . بوقت وفات وصيت كرد كه مرا [ بر فلان ] [ 3 ] پشته دفن كنيد و بعد از سه روز كه شتر دم [ بريدهام ] [ 4 ] بر سر گور آيد ، مرا از آن گور بر آريد تا شما را هر چه تا قيامت خواهد بود ، حكايت كنم . چون وفات كرد قومش خواستند كه وصيت او بجاى
--> [ 1 ] - ب : [ عاجز ] ، ك ، ر : [ ستوه ] [ 2 ] - ر ، ف : [ بر ] [ 3 ] - ك ، ف : [ بفلان ] [ 4 ] - ك ، ر : [ بريدهء من ] ، ب : [ بريده ]